PodcastsBücherشعر | با صدای شاعر

شعر | با صدای شاعر

Schahrouz
شعر | با صدای شاعر
Neueste Episode

379 Episoden

  • شعر | با صدای شاعر

    احمد شاملو | کسی را اعتراضی هست؟

    15.06.2026 | 1 Min.
    ▨ نام گردانه: کسی را اعتراضی هست؟
    ▨ شاعر: احمد شاملو
    ▨ با صدای: احمد شاملو
    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
    ـــــــــــــــــ
    ...
    (کسی را اعتراضی هست؟)
    و در نعش‌کشی که به گورستان می‌رود
    مردگانِ رسمی هنوز تقلایی دارند
    و نبض‌ها و زبان‌ها را هنوز
    از تبِ خشم تقلایی {کوبش و آتشی} هست.
    ...
    دیری‌ است تا دَم بر نیاورده‌ام اما اکنون
    هنگامِ آن است که از جگر فریادی برآرم
    که سرانجام اینک شیطان که بر من دست می‌گشاید.
    ...
    صفِ پیادگانِ سرد آراسته است
    و پرچم
    با هیبتِ رنگین
    برافراشته.

    تشریفات در ذُروه‌ی کمال است و بی‌نقصی است
    راست در خورِ انسانی که برآنند
    تا همچون فتیله‌ی پُردودِ شمعی بی‌بها
    به مقراضش بچینند.
    ...
    (کسی را اعتراضی هست؟)

    احمد شاملو - ۲۰ تیرِ ۱۳۶۳
    بخشی از شعر در جدال با خاموشی
    از دفتر شعر «مدایح بی‌صله»
    ـــــــــــــــ
    پی‌نوشت اول: سه‌نقطه یعنی شعر در آنجا برش خورده و پیوسته نیست.
    پی‌نوشت دوم: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخۀ چاپ شده در کتاب، تفاوت‌هایی دارد. شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد { } آمده است.
  • شعر | با صدای شاعر

    نادر نادرپور | دیدار

    12.06.2026 | 2 Min.
    ▨ نام شعر: دیدار
    ▨ شاعر: نادر نادرپور
    ▨ با صدای: نادر نادرپور
    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز
    ـــــــــــــــــــــــــــــــ
    من او را دیده‌بودم
    نگاهی مهربان داشت
    غمی در دیدگانش موج می‌زد
    که از بختِ پریشانش نشان داشت

    نمی‌دانم چرا هر صبح، هر صبح
    که چشمانم به بیرون خیره می‌شد
    میان مردمش می‌دیدم و باز
    غمی تاریک بر من چیره می‌شد

    شبی در کوچه‌ای دور
    از آن شب‌ها که نور آبی ماه
    زمین و آسمان را رنگ می‌کرد
    از آن مهتاب شب‌های بهاری
    که عطر گل فضا را تنگ می‌کرد
    در آنجا، در خَمِ آن کوچه‌ی دور
    نگاهم با نگاهش آشنا شد
    به یک دَم آن‌چه در دل بود گفتیم
    سپس چشمان ما از هم جدا شد
    از آن شب دیگرش هرگز ندیدم
    تو پنداری که خوابی دلنشین بود

    به من گفتند او رفت
    نپرسیدم چرا رفت

    ولی در آن شب بدرود، دیدم
    که چشمانش هنوز اندوهگین بود

    نادر نادرپور از کتاب: شعر انگور
  • شعر | با صدای شاعر

    فریدون مشیری | آزادی (پشه‌ای در استکان)

    07.06.2026 | 2 Min.
    ▨ نام شعر: آزادی (پشه ای در استکان)
    ▨ شاعر: فریدون مشیری
    ▨ با صدای: فریدون مشیری
    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
    ـــــــــــــــــ
    پشّه‌ای در استکان آمد فرود
    تا بنوشد آنچه واپس مانده بود

    کودکی از شیطنت بازی‌کنان
    بَست با دستش دهانِ استکان

    پشّه دیگر طعمه‌اش را لب نزد
    جَست تا از دامِ کودک وارهد

    خشک‌لب می‌گشت حیران، راه‌جو
    زیر و بالا، بسته هر سو راهِ او

    روزنی می‌جُست در دیوار و در
    تا به آزادی رسد بار دگر

    هرچه بر جستِ تکاپو می‌فزود
    راهِ بیرون رفتن از چاهش نبود

    آنقدر کوبید بر دیوار سَر
    تا فرو افتاد خونین بال و پر

    جان گرامی بود و آن نعمت لذیذ
    لیک آزادی گرامی‌تر عزیز

    فریدون مشیری
  • شعر | با صدای شاعر

    م. آزاد | تو را با چه نامی بخوانم؟

    03.06.2026 | 3 Min.
    ▨ نام شعر: تو را با چه نامی بخوانم؟
    ▨ شاعر: م. آزاد (محمود مشرف آزاد تهرانی)
    ▨ با صدای: م. آزاد (محمود مشرف آزاد تهرانی)
    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
    ــــــــــــــــــــــــ
    تو را دوست دارم
    تو را با همین چشم‌های هراسان
    تو را دوست دارم
    تو را در زمستانِ بیداد
    تو را ای صدایِ صداها
    تو را ای خیالِ رهایی
    در این شب که یلداست
    در این عسرت، این وهم، این بی‌پناهی

    تو را با چه نامی بخوانم؟
    به نامی که زیباترین است،
    نامی که داری؟
    بخوانم تو را بختِ بیدار
    بنامم تو را روشنی، روشنایی؟
    تو را ماه
    تو را مهر
    تو را مهربان، مهربانی؟
    تو را با چه نامی بخوانم؟

    م. آزاد
  • شعر | با صدای شاعر

    احمد شاملو | ماهی

    02.06.2026 | 2 Min.
    ▨ نام شعر: ماهی
    ▨ شاعر: احمد شاملو
    ▨ با صدای: احمد شاملو
    ▨ پالایش و تنظیم: شهر وز کبیری
    ـــــــــــــــــ
    من فکر می‌کنم
    هرگز نبوده قلبِ من
    اینگونه
    گرم و سُرخ:

    احساس می‌کنم
    در بدترین دقایقِ این شامِ مرگ‌زای
    چندین هزار چشمه‌ی خورشید
    در دلم
    می‌جوشد از یقین؛
    احساس می‌کنم
    در هر کنار و گوشه‌ی این شوره‌زارِ یأس
    چندین هزار جنگلِ شاداب
    ناگهان
    می‌روید از زمین.

    آه ای یقینِ گم‌شده، ای ماهیِ گریز
    در برکه‌های آینه لغزیده توبه‌تو!
    من آبگیرِ صافی‌ام، اینک! به سِحرِ عشق؛
    از برکه‌های آینه راهی به من بجو!

    من فکر می‌کنم
    هرگز نبوده
    دستِ من
    این سان بزرگ و شاد:

    احساس می‌کنم
    در چشمِ من
    به آبشرِ اشکِ سُرخ‌گون
    خورشیدِ بی‌غروبِ سرودی کشد نفس؛

    احساس می‌کنم
    در هر رگم
    به هر تپشِ قلبِ من
    کنون
    بیدارباشِ قافله‌یی می‌زند جرس.

    آمد شبی برهنه‌ام از در
    چو روحِ آب
    در سینه‌اش دو ماهی و در دستش آینه
    گیسویِ خیسِ او خزه‌بو، چون خزه به‌هم.

    من بانگ برکشیدم از آستانِ یأس:
    «ــ آه ای یقینِ یافته، بازت نمی‌نهم!»

    احمد شاملو - ۱۳۳۸
    از دفتر شعر باغ آینه
Weitere Bücher Podcasts
Über شعر | با صدای شاعر
شعرهای معاصر ایران را با دکلمه و صدای شاعر بشنوید ــــــــــــــ♬ــــــــــــــ برای شنیدن شعرها به تفکیک شاعر، در ساندکلاد ما، بخش پلی‌لیست‌‌ها را ببنید. برای دانلود شعرها، در تلگرام ما عضو شوید. 🔁 لینک کانال تلگرام https://t.me/schahrouzk 🔁لینک ساندکلاد https://soundcloud.com/shah-rouz
Podcast-Website

Höre شعر | با صدای شاعر, Was liest du gerade? und viele andere Podcasts aus aller Welt mit der radio.at-App

Hol dir die kostenlose radio.at App

  • Sender und Podcasts favorisieren
  • Streamen via Wifi oder Bluetooth
  • Unterstützt Carplay & Android Auto
  • viele weitere App Funktionen
شعر | با صدای شاعر: Zugehörige Podcasts
Rechtliches
Social
v8.10.0| © 2007-2026 radio.de GmbH
Generated: 6/15/2026 - 5:05:37 PM