PodcastsKunstاحمد شاملو | شعر با صدای شاعر

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

شهروز کبیری
احمد شاملو | شعر با صدای شاعر
Neueste Episode

30 Episoden

  • احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

    احمد شاملو | سرود برای مرد روشن که به سایه رفت

    22.12.2025 | 2 Min.

    ▨ نام شعر: سرود برای مرد روشن که به سایه رفت▨ شاعر: احمد شاملو▨ با صدای: احمد شاملو▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیریـــــــــــــــــــــــــقناعت‌وار تکیده بودباریک و بلندچون پیامی دشوار که در لغتی با چشمانیاز سوآل و عسلو رُخساری برتافتهاز حقیقت و باد.مردی با گردشِ آبمردی مختصر که خلاصه‌ی خود بود.خرخاکی‌ها در جنازه‌ات به سوءِظن می‌نگرند.□پیش از آن که خشمِ صاعقه خاکسترش کندتسمه از گُرده‌ی گاوِ توفان کشیده بود.آزمونِ ایمان‌های کهن رابر قفلِ معجرهای عتیق دندان فرسوده بود.بر پرت‌افتاده‌ترینِ راه‌ها پوزار کشیده بودرهگذری نامنتظرکه هر بیشه و هر پُل آوازش را می‌شناخت.□جاده‌ها با خاطره‌ی قدم‌های تو بیدار می‌مانندکه روز را پیشباز می‌رفتی،هرچند سپیده تو رااز آن پیش‌تر دمیدکه خروسان بانگِ سحر کنند.□مرغی در بال‌هایش شکفتزنی در پستان‌هایشباغی در درختش.ما در عتابِ تو می‌شکوفیمدر شتابتما در کتابِ تو می‌شکوفیمدر دفاع از لبخندِ تو که یقین است و باور است.دریا به جُرعه‌یی که تو از چاه خورده‌ای حسادت می‌کند.▨ احمد شاملوتهران ۱۳۴۸از

  • احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

    احمد شاملو | وارطان سخن نگفت (مرگ نازلی)

    19.12.2025

    ▨ نام شعر: وارطان سخن نگفت (مرگ نازلی)▨ شاعر: احمد شاملو▨ با صدای: احمد شاملو▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیریـــــــــــــــــــــــــ« وارطان! بهار خنده زد و ارغوان شکفت.در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر.دست از گمان بدار!با مرگِ نحس پنجه میفکن!بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار…»وارطان سخن نگفت،سرافرازدندان خشم بر جگرِ خسته بست و رفت□« وارطان ! سخن بگو!مرغ سکوت، جوجه‌ی مرگی فجیع رادر آشیان به بیضه نشسته ست!»وارطان سخن نگفت،چو خورشیداز تیرگی بر آمد و در خون نشست و رفت...□وارطان سخن نگفتوارطان ستاره بود:یک دم درین ظلام درخشید و جست و رفت...وارطان سخن نگفتوارطان بنفشه بودگل داد ومژده داد: «زمستان شکست!»ورفت…▨ احمد شاملوزندان قصر ۱۳۳۳از دفتر شعر هوای تازه

  • احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

    احمد شاملو | مرثیه | در خاموشی فروغ فرخ‌زاد

    15.12.2025 | 2 Min.

    ▨ نام شعر: مرثیه▨ شاعر: احمد شاملو▨ با صدای: احمد شاملو▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیریـــــــــــــــــــــــــدر خاموشیِ فروغ فرخ‌زادـــــــــــــــــــــــــبه جُستجوی توبر درگاهِ کوه می‌گریم،در آستانه‌ی دریا و علف.به جُستجوی تودر معبرِ بادها می‌گریمدر چارراهِ فصول،در چارچوبِ شکسته‌ی پنجره‌ییکه آسمانِ ابرآلوده را قابی کهنه می‌گیرد.به انتظارِ تصویرِ تواین دفترِ خالی تا چندتا چند ورق خواهد خورد؟□جریانِ باد را پذیرفتنو عشق راکه خواهرِ مرگ است. ــو جاودانگی رازش را با تو در میان نهاد.پس به هیأتِ گنجی درآمدی:بایسته و آزانگیز گنجی از آن‌دستکه تملکِ خاک را و دیاران را از اینسان دلپذیر کرده است!□نامت سپیده‌دمی‌ست که بر پیشانی‌ِ آسمان می‌گذردــ متبرک باد نامِ تو! ــو ما همچناندوره می‌کنیمشب را و روز راهنوز را…▨ احمد شاملوبیست‌ونهم بهمن ماه ۱۳۴۵از دفتر شعر مرثیه‌های خاک

  • احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

    احمد شاملو | در آستانه

    04.12.2025 | 10 Min.

    ▨ نام شعر: در آستانه▨ شاعر: احمد شاملو▨ با صدای: احمد شاملو▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــدر ابتدا صدای محمود دولت‌آبادی را می‌شنوید.ـــــــــــــــــباید اِستاد و فرود آمدبر آستانِ دری که کوبه ندارد،چرا که اگر به‌گاه آمده‌باشی دربان به انتظارِ توست واگر بی‌گاهبه درکوفتن‌ات پاسخی نمی‌آید.کوتاه است در،پس آن به که فروتن باشی.آیینه‌یی نیک‌پرداخته توانی بودآنجاتا آراستگی راپیش از درآمدندر خود نظری کنیهرچند که غلغله‌ی آن سوی در زاده‌ی توهمِ توست نه انبوهی‌ِ مهمانان،که آنجاتو راکسی به انتظار نیست.که آنجاجنبش شاید،اما جُنبنده‌یی در کار نیست:نه ارواح و نه اشباح و نه قدیسانِ کافورینه به کفنه عفریتانِ آتشین‌گاوسر به مشتنه شیطانِ بُهتان‌خورده با کلاهِ بوقیِ منگوله‌دارشنه ملغمه‌ی بی‌قانونِ مطلق‌های مُتنافی. ــتنها توآنجا موجودیتِ مطلقی،موجودیتِ محض،چرا که در غیابِ خود ادامه می‌یابی و غیابتحضورِ قاطعِ اعجاز است.گذارت از آستانه‌ی ناگزیرفروچکیدن قطره‌ قطرانی‌ است در نامتناهی‌ ظلمات:«ــ دریغاای‌کاش ای‌کاشقضاوتی قضاوتی قضاوتیدرکار درکار درکارمی‌بود!» ــشاید اگرت توانِ شنفتن بودپژواکِ آوازِ فروچکیدنِ خود را در تالارِ خاموشِ کهکشان‌های بی‌خورشیدــچون هُرَّستِ آوارِ دریغمی‌شنیدی:«ــ کاشکی کاشکیداوری داوری داوریدرکار درکار درکار درکار…»اما داوری آن سوی در نشسته است، بی‌ردای شومِ قاضیان.ذاتش درایت و انصافهیأتش زما

  • احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

    احمد شاملو | به معجزه باور کن | شعری منتشر نشده از شاملو

    18.7.2025 | 2 Min.

    ▨ نام شعر: به معجزه باور کن▨ شاعر: احمد شاملو▨ با صدای: احمد شاملو▨ پالایش و تنظیم: شهروزـــــــــــــــــسه تابوتِ فریبسی کرور قاریِ موهوم، در رواقِ ملال!تاریخِ تاریکاز فراسوی فراموشیبا دهانِ غبار استمدادِ معجزه می‌کندکه باکره‌ئی در مراسم هفت‌اشعنینی هزار ساله به دنیا آورده است!با نگاهِ ای شگفتبه چه می‌نگری؟به چه می‌نگری از بامِ حیرتبا نگاهِ رنج‌ات؟طومارِ بی‌انتهای مردگان را شماره مکن!کنار ضریحِ آستانه‌ی قدسیدی تکبیرگویان از پگاهپیره‌کرکسی قناری می‌خوانَد!گزارش رسمیِ روزنامه‌ی صبح است این:به معجزه باور کن!▨ احمد شاملو - ۱۳۳۲این خوانش در سال ۱۳۷۳ و در استکهلم سوئد انجام شده است.لازم به ذکر است که این شعر هرگز اجازه چاپ نگرفت و در هیچ کتابی چاپ نشد

Weitere Kunst Podcasts

Über احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

اینجا شعرهای احمد شاملو را با صدای خودش خواهیم شنید.این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود.برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk
Podcast-Website

Höre احمد شاملو | شعر با صدای شاعر, Die Märchen der Brüder Grimm und viele andere Podcasts aus aller Welt mit der radio.at-App

Hol dir die kostenlose radio.at App

  • Sender und Podcasts favorisieren
  • Streamen via Wifi oder Bluetooth
  • Unterstützt Carplay & Android Auto
  • viele weitere App Funktionen

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر: Zugehörige Podcasts

Rechtliches
Social
v8.2.2 | © 2007-2026 radio.de GmbH
Generated: 1/8/2026 - 3:57:23 PM